Archive for آگوست, 2008

جمعه ٢٦ / ٤ / ١٣٦٦ … کوهستانهاى وزمەله

آگوست 27, 2008

ديروز که اينجا رسيديم فکر ميکردم که تمام شب را خواهم خوابيد ولي اينطور نشد . به جاى يک خواب درست و حسابي يا به خاطر سرما و يا به خاطر گرمي آتش مرتب کار ما دور شدن و نزديک شدن به آتش شد . امشب لباسهايم به خاطر نزديکي به آتش از چند جا سوخته بود .
صبح زود تقريبا همه بيدار بودند و هر کسي در جاي خودش نشسته يا در حالت دنده يک کنار آتش خودش را مچاله کرده بود . به خاطر خوابيدن روي زمين قيافه بچه ها وحشتناک بود و سر و صورت خاکي حکايت از تعقيب و گريز با آتش را بيان ميکرد .
بعد از سيگار دم صبح با پيام رفتيم که سر و صورتي بشوريم و همچنين کتريها را پر آب کنيم . هنوز زود بود و ترافيک به طرف چشمه به اوج خود نرسيده بود . بعد از خانه تکاني درست و حسابي کتريها را پر آب کرديم و به طرف آتشکده برگشتيم . در اين سرماي دم صبح يک چاي گرم ميچسپيد . کتريها را روي آتش گذاشتيم و منتظر چاي شديم . ادامه ی مطلب…