Archive for دسامبر, 2008

سه شنبه ٣٠ / ٤ / ١٣٦٦ … درگيرى يکى از واحدهاى ما در ده وەسينه و جانباختن رفيق جعفر پيره هەلو

دسامبر 16, 2008

هوا روشن بود و هنوز در حال راه رفتن بوديم . به خاطر اينکه تيم ديگر در دەوەسينه به کمين افتاده است ما هم اجازه استراحت در بين راه را نداشتيم . بالاخره بعد از مدتي به محل استقرار گردان رسيديم . بعضي از بچه ها بيدار بودند و بقيه هنوز در خواب بودند .
بعد از انداختن بار و بنديل از بچه هايي که بيدار بودند ماجراي تيم ديگر را پرسيديم . يکي از بچه ها گفت که تيم ديگر ديشب بدون هيچ مزاحمتي وارد روستاي دەوەسينه ميشوند و بعد از تقسيم شدن در دو خانه و بعد از شام از خانه ها بيرون مي آيند و دو نفر دو نفر به جمع آوري نان ميپردازند که ناگهان تيراندازي در روستا شروع ميشود . به علت دور بودن از هم هر کسي به طرف محل از قبل تعيين شده در خارج روستا حرکت ميکند . يکي از بچه هاي واحد به تنهايي به محل تعيين شده ميرود و چون بقيه را آنجا نميبيند بدون اينکه منتظر شود يکراست بطرف محل استقرار گردان در پشت قول قوله بر ميگردد و ماجرا را براي بقيه تعريف ميکند . چون از بقيه بچه هاي ديگر خبري نيست مسئولين گردان تصميم ميگيرند که واحد ديگري را با مسئوليت اسماعيل به طرف دوسينه بفرستند که سراغ بچه ها را بگيرند . ادامه ی مطلب…